صدها بار ترانه ی وایسا دنیای رضا صادقی رو گوش داده بودم
اما درکش نمیکردم و بی تفاوت ازش میگذشتم.
شاید دلیلش این بوده که تو موقعیتش قرار نگرفتم
نمیدونم
اما امروز که کاملا اتفاقی این آهنگو گوش دادم
.........................
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل اینهمه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای توخالی ساده مردن واسه چی
نمیخام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمیخام گناه بی عشقی بیوفته گردنم
نمیخام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کمو خالی پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من میخام پیاده شم
همه حرف خوب میزنن
اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما
ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخاستیم دلو با خودت نگیر
وایسا دنیا وایسا دنیا من میخام پیاده شم
آره خدا جون چقدر غریبی رو زمین
حداقل من که خیلی فراموشت کردم
اصلا احساس میکنم کامل کنار گذاشتمت
اما تو چقدر بزرگی که هنوز باهامی
تو خیلی بزرگو مهربونی
همیشه شرمندم میکنی
خدایا خودت خوب میدونی همه ی راهارو رفتم و
امتحان کردم
از خودت خواستم
به نظر خودم بهترینارم خواستمو
توام انقد بخشنده ای بهم دادیشون
اما من اشتباه کردم خدا جون
اشتباه بزرگی کردم
اشتباه کردم که آرامشو تو چیزای دیگه جستجو میکردم
تو این دنیای مسخره
تو آدمای بیوفای دوروبرم
تو این ...
اما خداجونم تو خودت ته آرامشی برام
تنهای تنها بسی برام
هیچی و هیچکس مثل تو آرومم نمی کنه
ببخشم.